امتیاز : ۵.۰

شوق دیدار

shoghe didar

شوق دیدار

 

حاج محمود کریمی

داره میلرزه دست و پام از شوق دیدن زهرام
تو نفس های آخرم یا زهرا مونده رو لب هام

چادر زهرامو بیارید و بذارید روی چشمام
یه کمی آروم بگیره دردام
دیگه امشب خسته خسته شدم از غصه و غم هام
تا نفس دارم یاد اون روزام

بی زهرا سخت بود این سالها واویلا واویلا
جون به لب هام بود تا حالا واویلا واویلا

واویلا واویلا …

برا هرکس که این شبا شب های ماه رمضونه
برا من هر شب شب داغ ماه جمادی میمونه

کسی حال این دل تنگ پریشونو نمیدونه
همه شب ها شب هجرونه
چی کشیدم که وقتی که دیدم در و دیوار پر خونه
گل یاسم سوخت توی اون خونه

گرچه من قلبم میسوزه
مظلومه من پیروزه

واویلا واویلا …

چادر زهرامو بیارید و بذارید روی چشمام
یه کمی آروم بگیره دردام
دیگه امشب خسته خسته شدم از غصه و غم هام
تا نفس دارم یاد اون روزام

بی زهرا سخت بود این سالها
جون به لب هام بود تا حالا

واویلا واویلا …

حالا که از چشما تو جاری خون سر من
پسرم بشنو حرفای آخرو ای قمر من

پسرم بابا دارم امید به تو عباس
برا اون روزی که حسین تنهاست
روزی که لب تشنگی اهل حرم حسرت دریاست

کنارت اون روز مادرت زهراست
لب تشنه باش و دریا باش
وقف عزیز زهرا باش

واویلا واویلا …

برچسب‌ها:
به شوق دیدار امتیاز دهید.
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره
Loading...