امتیاز : ۵.۰

خزان دل

The Broken heart

خزان دل

حاج محمود کریمی

گنهکارم گنهکارم پریشانم پشیمانم
تو میدانی نه سر مانده نه سامانم پشیمانم

قبول است این که بد کردم
خزانم خسته ام زردم
کویرم تشنه ام دردم
بیابانم پشیمانم

از اینکه زیر قولم میزنم باید ببخشی تو
از اینکه پای عهد خود نمیمانم پشیمانم

شنیدم شرط توبه نم نم اشک است پس امشب
شهادت میدهد باران چشمانم پشیمانم

به خاطر خواهی ام یا رب گناهم را ببخش امشب
که من عمری غلام شاه عطشانم پشیمانم

گریز روضه جانسوز و سکینه با خودش میگفت
از اینکه مشک دادم به عمو جانم پشیمانم

عمو جان غنچه ها نشکفته پژمرد
به روی دست عمه دختری مرد

مرا یک حرف باشد با تو آن هم
اگر بودی کسی سیلی نمیخورد

به خزان دل امتیاز دهید.
1 ستاره2 ستاره3 ستاره4 ستاره5 ستاره
Loading...